نام:
ایمیل:
مدتی هست که کوچیده ام به شبه غزل. نمیدونم چرا تا حالا نگفتم . شاید چون خیلی بازدید کننده ای نداشتم ولی در هر صورت شبه غزل هم بی صفا نیست!
شبه غزل
یک عمر فقط فاصله انداخته اید
هرچه دلتان خواست جدا ساخته اید
وقتی که نمای عشق یعنی من و او
بین الحرمین را چرا ساخته اید...؟
صِدُی قلبِ خدا خیلی یواشِ
فشارش افتاده ،ها آخراشِ
ایـ چَنـ روز مِث که کم خونی گرفته
همش تقصیر ایـ کربُبلاشِ
.
ایـ رنگایی که رو بوِنش نوشته
بَرِیْ عشقش تو قانونش نوشته
میگن خیلی دوسش دُشته خدامون
غروبامونُ با خونش نوشته
اسلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین وعلی الاصحاب الحسین.
... شاید قشنگ ترین شعر عاشورایی این غزل حافظ باشه :
زان یار دل نوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
آنگاه که(در زلف چون کمندش) سر ها را بی جرم و بی جنایت بریده میبیند،آنگاه که
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویا، ولی شناسان رفتند از این ولایت.
خندید ، و بعد ... آه، در بستر بود
یک حادثه ی سیاه در بستر بود
آن لحظه گذشت و چند روزی بعدش
یک کودک بی گناه در بستر بود
با غسل به خون و اشک طاهر شده بود
احرام به تن نکرده زائر شده بود
صد کعبه به زیر پای او جان می داد
وقتی که به خط مین مسافر شده بود
سبز آمده بود ، زرد می رفت ولی
شوق آمده بود ، درد می رفت ولی
خندید ، گریستند ، خط ، نقطه ، تمام
گرم آمده بود ، سرد می رفت ولی
از پیر گسستم که جوان آمده ام
از لال بریدم که زبان آمده ام
این من نه منم بلکه بسی من ها مرد
تا از گِلشان من به جهان آمده ام
تاریخ قلم ، لوح و کتابش چشمت
هر چند سوال در جوابش چشمت
بر گردن تو هر آنچه آدم می کرد
یک عمر گناه ، فتح بابش چشمت